چت تلکرام بهم پیام بده بهت موضوع بدم(اینجا کلیک کن)
فصل اول : تعریف کودک
بخش اول : روانشناسي كودک
– تعريف روانشناسي رشد
مطالعه تغييرات و تحولاتي كه از آغاز تشكيل نطفه انسان(کودک) تا دوران پيري همراه با افزايش سن در او به وجود ميآيد، روانشناسي رشد کودک گفته ميشود حوزه تغييرات و تحولات مورد بررسي اين رشته به موضوعاتي چون مهارتهاي حركتي، رفتار اجتماعي، ساختهاي شناختي و شخصيت مربوط ميشود. اين رشته، دگرگون شدن متغيرهاي رواني را در جريان رشد زيستي و تأثيرات محيط و تجربه را مشخص ميسازد و چگونگي شكلگيري و از بين رفتن آنها را در جريان زندگي توضيح ميدهد. روانشناسي رشد به تمام مراحل زندگي انسان مربوط ميشود ولي بيشترين توجه به آن دوره كودكي و نوجواني است.
كودک با فراگيري
زبان و رشد فكر و به دست آوردن تجربههاي عاطفي و رواني توانايي سازگاري با محيط را پيدا ميكند و تعادل رواني مييابد و در عين حال قادر ميشود تا برخوردهاي اجتماعي لازم براي زندگي در خانواده و يا ديگران را ياد بگيرد و شخصيت اختصاصي خويش را بسازد. روانشناسي رشد، علمي است كه جريان تحولات و تغييرات جسمي، ذهني، عاطفي و عملكرد اجتماعي فرد را در طول عمر از لحظه انعقاد نقطه تا هنگام مرگ مطالعه ميكند.
عبارت ديگر
علوم كاربردي نظريه خاصي ارائه نميكند، بلكه بيشتر به آزمودن نظريههاي مختلف ميپردازد تا به طور عملي و متناسب با اوضاع و احوال اجتماعي يكي را برگزيند. بنابراين روانشناسي رشد از اين جهت كه در جهت كشف نظريههايي براي رشد ذهني، عاطفي و اجتماعي كودك ميكوشد يك علم بنيادي است و از آنجايي كه سعي دارد اين يافتههاي علمي را به طور عملي در زندگي كودك وارد كند يك علم كاربردي است كه همه مربيان و معلمان در دورههاي مختلف زندگي به آن نيازمندند.
بخش دوم: نظريههاي رشد کودک
نظريههاي پياژه درباره رشد (مفاهيم اصلي)
«شناخت آدمي از دنيايي كه در آن متولد ميشود و در آن زندگي ميكند چگونه حاصل ميشود؟» روشي كه پياژه براي پاسخگويي به اين سؤال انتخاب كرد اين بود كه قدم به قدم و با دقت بسيار، تحولات رشد شناختي کودک را از اولين حركات انعكاسي نوازد تا تفكر منطقي و انتزاعي دوره بزرگسالي بررسي و دنبال كرد. او سعي ميكرد در مطالعات خود با استفاده از روش باليني به اين سؤال پاسخ گويد كه روش طبيعي كودك براي فكر كردن چيست؟ به عنوان مثال: وقتي دختر او به نام ژاكلين بين سنين دو و شش ماهگي بود، پياژه به طور گام به گام سعي ميكرد رشد توانايي نوازد را در تعقيب دستانش با چشم (هماهنگي بين ديدن و گرفتن) مورد مشاهده قرار دهد.
او اين مسأله را
به دقت تماشا ميكرد و هر مرحله كه نوزاد در آن متوقف ميشد ثبت ميكرد. او بدون هيچگونه دخالتي به كودک اجازه ميداد تا رشد طبيعي خودش را داشته باشد. به تدريج كه كودك بزرگتر ميشدند، پياژه وارسي دقيق باليني خود را درباره چگونگي تفكر آنها از راه صحبت كردن و زبان دنبال ميكرد و از آنها پي در پي سؤال ميكرد تا چگونگي تفكر او را دريابد. سؤالهايي از اين قبيل: «چرا قايقها روي آب ميايستند؟»، «خورشيد از كجا بيرون ميآيد؟» «دليل جزر و مد دريا چيست؟» او هر جواب كودك را آنقدر دنبال ميكرد تا فكر و مفهومي را كه كودك درك كرده است دريابد.
پياژه
رشد آدمي را كليت واحدي ميداند كه در آن شناخت، عواطف و خواستهها و اعمال فرد در ارتباط متقابل با يكديگر تحول مييابند. به عبارت ديگر، او معتقد است كه محتواي شناخت آدمي مجموعهاي از دريافتهاي فكري، عاطفي، اجتماعي و اخلاقي است. مثلا يك كودك شش ساله چنين ميانديشد:
«وجود پدر و مادر به اين دليل است كه بچههاي خود را دوست داشته باشند.» (دانش عاطفي)
«وجود دوستان براي اين است كه بتوان با آنها بازي كرد.» (دانش اجتماعي)
«بايد دزدها و آدمهاي بد را به زندان انداخت.» (دانش اخلاقي)
پياژه ميگويد
كه جدا كردن اين جوانب مختلف رشد آدمي عملا غير ممكن است هرچند ما به صورت نظري چنين كاري را انجام ميدهيم. در عين حال بايد گفت كه بيشترين تحقيقات وي درباره رشد شناختي و مفهوم «شناخت» در برگيرنده تمام دانشي است كه آدمي به دست ميآورد و شامل تفكر، حافظه، تشكيل مفهوم و ادراك ميشود. همچنين از نظر پياژه بايد سرچشمه شناخت و هوش کودک را در ساختهاي ژنتيكي او جستجو كرد. پايههاي هوش عبارت است از:
الف) يك سازمان از بازتابها
ب) يك فعاليت موزون ارثي و جهان شمول تعادل جويانه
ج) يك استعداد سازگاري ذاتي. براي تطبيق دادن خود با مقتضيات محيط و بالعكس
او ميگويد رشد کودک
رشد كودك از نظر تحول شناختي او بر پايه همين ساختهاي ژنتيكي و در جريان تأثيرات تدريجي محيط و طي مراحل مختلفي صورت ميگيرد.
جريان از خود بدر آمدن كودك عبارت است از. توجه تدريجي به جوانب مختلف پديدههاي محيط اطراف و پيدا كردن راهحلهاي گوناگون. مربوط به ارتباطها و پيچيدگيهاي امور. اين تحول امري دروني است و لي براي تحقق آن شرايط بيروني نيز ضروري است.
اگر دنبال موضوعات مرتبط با کودکان می گردی، اینجا برات کلی پایان نامه دارم :
طراحی خانه فرهنگی برای کودکان کار
مطالعات کارشناسی معماری خانه کودکان
ارشد معماری تعیین مولفه های کالبدی اثر گذار بر افزایش خلاقیت کودک با تاکید بر نور و رنگ
مطالعات معماری کارشناسی و طراحی0تا100 مهدکودک معلولین
جدول مراحل مختلف رشد
آمادگي علامتسازي (رشد زبان) |
وضعيت مود مركزبيني (رشد فكر) |
| دوره حسي- حركتي آمادگي علامتسازي (توانايي جانشينسازي) هنوز ظاهر نشده است. | ضعف تشخيص تفاوت ميان:
خود بدني و محيط خارج |
| دوره پيشعملياتي- رشد كاركردهاي علامتي
كودك به يادگيري علائم ميپردازد و از آنها براي توصيف واقعيتها استفاده ميكند. |
ضعف تشخيص ميان
– عيني و ذهني – علامت و موضوع علامت (صورت و معنا – نظر خود و نظر ديگران – ابعاد مختلف (يعني كودك در آن واحد يك بعد از واقعيت را ميبيند.) |
| دوره عمليات عيني: كودك ميآموزد. كه با استفاده از علائم به خواندن. و نوشتن و رياضيات و طبقهبندي و حل مسائل با محتواي عيني و مادي بپردازد. | ضعف تشخيص تفاوت ميان:
– عيني و ذهني (اين ضعف با تمام شدن اين دوره تقريبا از بين ميرود.) – تفكر و موضوع فكر – اظهارنظر درباره واقعيت و شرايط واقعي |
| دوره عمليات صوري: نوجوان ميتواند در روشهاي منطقي و نظري از علائم استفاده كند.
در نبودن امور واقعي، ميتواند ساختههاي ذهني را به كار گيرد. |
– ضعف تشخيص اين مسأله كه در تفكر همه چيز ممكن است ولي در واقعيت چنين نيست. |
| نتيجه: 1- رشد شناختي، قدرت تشخيص و هماهنگي در سطوح بالاتر را دايم افزايش ميدهد.
2- توانايي فكري فرد پيوسته قابل انعطافتر و پوياتر و منطبقتر ميشود. 3- آمادگي علامتسازي. براي به وجود آمدن روش علامتي انتزاعيتر رشد مييابد. 4- جهان واقعي از صورت سحرآميز در ميآيد و حالت عيني و عملي به خود ميگيرد. |
|
ديدگاه پياژه در روانشناسي رشددرك كودك (مفاهيم اوليه در نظريه پياژه)
-مراحل موجود در پيوستار تحول
به طور كلي پياژه بر مبناي مطالعات خود بدين نتيجه رسيد كه تغييرات ذهني و شناختي نتيجهاي از فرآيند تحول ميباشند. به عبارت ساده «فرضيه» كلي اين پياژه است كه تحول شناختي فرآيند به هم پيوستهاي از تغييرات كيفي است كه به طور پي در پي در ساختارهاي شناختي (طرحوارهها) روي ميدهد و ساختار جديد نتيجهاي منطقي و اجتنابناپذير از تحول ساختارهاي پيشين محسوب ميشود.
پياژه (1963) مراحل تحول شناختي را به طور خيلي خلاصه اينگونه عنوان ميكند:………..